10 اردیبهشت 1402 ۲۴ بازدید مالیات , مقالات سایت
قانون پایانه های فروشگاهی و سامانه مؤدیان – ماده ۳

ماده ۳ـ سازمان موظف است حداکثر ظرف مدت پانزده ماه از تاریخ لازم الاجراء شدن این قانون، سامانه مودیان را راه اندازی و امکان ثبت نام مودیان در سامانه و صدور صورتحساب الکترونیکی را از طریق سامانه مزبور فراهم کند.

تبصره ۱ـ سامانه مودیان باید به گونه ­ای طراحی شود که امکان پاسخگویی به استعلامات الکترونیکی در خصوص اعتبارسنجی مودیان و أخذ و ارائه استعلام های لازم به دستگاههای اجرائی را از طریق بسترهای یکپارچه دولت اعم از سامانه دولت همراه و مرکز ملی تبادلات اطلاعات موضوع تبصره (۲) ماده (۶۷) قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۹۵/۱۲/۱۴ فراهم کند. همچنین سامانه مودیان باید قابلیت فراخوان و تبادل اطلاعات را از طریق مرکز ملی تبادلات اطلاعات داشته باشد.

تبصره ۲ ـ سه ماه پس از انقضای مهلت مذکور در این ماده، فقط صورتحساب های الکترونیکی که از طریق سامانه مودیان صادر شده باشد، از سوی سازمان معتبر شناخته شده و مبنای محاسبه اعتبار مالیاتی برای مودیان خواهد بود.

تبصره ۳ـ مودیان به وسیله پایانه فروشگاهی که دارای حافظه  مالیاتی و تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری می باشد مبادرت به صدور صورتحساب الکترونیکی می نمایند. ویژگی ­ها و مشخصات فنی پایانه فروشگاهی، حافظه  مالیاتی و تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری مربوط، نحوه تبادل اطلاعات میان حافظه مالیاتی با سامانه مودیان توسط کارگروه راهبری سامانه مودیان تعیین می ­شود.

http://orir.ir?p=1641
مهدیه محمودی

سلام مهدیه محمودی هستم متولد 1380/02/27 از بیرجند میخوام یکم از زندگی نامم بگم بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب وقتی کودک بودم رویاهای بزرگی داشتم که با برشکست شدن پدرم خیلی چیزا عوض شد روی آواردم به کار های هنری تا دبیرستان و هنر های زیادی یاد گرفتم مثل کاشی کاری ،بافتنی،بافت مو،رنگ مو ،ساخت بدلیجات ، تاج عروس ، درست کردن دسر ،طلاسازی و ..... و ازشون لذت میبردم و هدفم اسقلال مالی از کارای هنری بود ولی اونقدر روی این هدفم مستحکم نبودم کسی داره این جمله رو میگه که 6 سالشو صرف این کارها کرده به مقطع دبیرستان رسیدم و با اجبار خانوده رشته ای که اصلا دوس نداشتم وارد شدم (تجربی) و البته قابل ذکره منع کردنشون از کار های هنری به دلیل کنکور اما من نه کار هنری کردم و نه درس خوندم چون علاقه ای نداشتم و فاتحه کنکورم و خوندم رتبه کنکورم شماره تماس یکی اخر در میومد :))) و بعد که خود خانواده ازم نا امید شدن رفتم رشته ای که دوس دارم (حسابداری) دولتی ولی کرونا اومد دانشگاه ها غیر حضوری شد و چیزی از درسا نمیفهمیدم و با تقلب پاس میکردم تا باکلاس های استاد میری آشنا شدم حضوری بود و رفتم هر روز بیشتر یاد گرفتم وهر روز بیشتر میفهمیدم که هیچی بارم نیس چرا؟ چون علم و دانش اینقدر وسعت داره که تا اخر عمر واسه یاد گرفتن چیزای تازه داره پس ادامه دادم پیشرفت کردم به خودم ایمان داشتم و دارم ولی هیچ وقت حتی الان از خودم راضی نیستم به مقدار کافی شاید حریص شدم حریص یاد گرفتن حریص پیشرفت کردن ولی میدونم هنوز از خودم راضی نیستم و هنوز دست از تلاش نکشیدم و نمیکشم چون هدف هایی دارم که هیچ وقت از اولویت هام خارج نمیشن الانم در خدمت شمام حسابدار یک شرکت واردات صادراتم/مدیر مالی چند شرکتم/ تلاش برای استادی وآموزش دوستان که تمام اینا زیر نظر استاد میری هست این بود خلاصه ای از زندگیم ممنون که تا اینجا همسفر زندگی من شدین
دیدگاه کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهدیه محمودی سلام مهدیه محمودی هستم متولد 1380/02/27 از بیرجند میخوام یکم از زندگی نامم بگم بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب وقتی کودک بودم رویاهای بزرگی داشتم که با برشکست شدن پدرم خیلی چیزا عوض شد روی آواردم به کار های هنری تا دبیرستان و هنر های زیادی یاد گرفتم مثل کاشی کاری ،بافتنی،بافت مو،رنگ مو ،ساخت بدلیجات ، تاج عروس ، درست کردن دسر ،طلاسازی و ..... و ازشون لذت میبردم و هدفم اسقلال مالی از کارای هنری بود ولی اونقدر روی این هدفم مستحکم نبودم کسی داره این جمله رو میگه که 6 سالشو صرف این کارها کرده به مقطع دبیرستان رسیدم و با اجبار خانوده رشته ای که اصلا دوس نداشتم وارد شدم (تجربی) و البته قابل ذکره منع کردنشون از کار های هنری به دلیل کنکور اما من نه کار هنری کردم و نه درس خوندم چون علاقه ای نداشتم و فاتحه کنکورم و خوندم رتبه کنکورم شماره تماس یکی اخر در میومد :))) و بعد که خود خانواده ازم نا امید شدن رفتم رشته ای که دوس دارم (حسابداری) دولتی ولی کرونا اومد دانشگاه ها غیر حضوری شد و چیزی از درسا نمیفهمیدم و با تقلب پاس میکردم تا باکلاس های استاد میری آشنا شدم حضوری بود و رفتم هر روز بیشتر یاد گرفتم وهر روز بیشتر میفهمیدم که هیچی بارم نیس چرا؟ چون علم و دانش اینقدر وسعت داره که تا اخر عمر واسه یاد گرفتن چیزای تازه داره پس ادامه دادم پیشرفت کردم به خودم ایمان داشتم و دارم ولی هیچ وقت حتی الان از خودم راضی نیستم به مقدار کافی شاید حریص شدم حریص یاد گرفتن حریص پیشرفت کردن ولی میدونم هنوز از خودم راضی نیستم و هنوز دست از تلاش نکشیدم و نمیکشم چون هدف هایی دارم که هیچ وقت از اولویت هام خارج نمیشن الانم در خدمت شمام حسابدار یک شرکت واردات صادراتم/مدیر مالی چند شرکتم/ تلاش برای استادی وآموزش دوستان که تمام اینا زیر نظر استاد میری هست این بود خلاصه ای از زندگیم ممنون که تا اینجا همسفر زندگی من شدین